
بعضی چیزها برای دوبارهساختهشدن، باید یکبار فرو بریزند.
کنارتیم یکبار شکست خورد. نمیخواهم نام دیگری روی آن بگذارم یا گذشتهاش را زیباتر از چیزی که بود تعریف کنم. من کنارتیم را ساختم؛ پس مسئولیت شکستش هم با من است.
اما شکست همیشه پایان یک مسیر نیست. گاهی چیزی باید کاملاً فرو بریزد تا معلوم شود چه بخشهایی از آن ارزش دوباره ساختن دارد.
این داستان بازگشت کنارتیم است.
ARCHIVE / آرشیو
پشت هر قاب، بخشی از مسیر من است.
از موسیقی و تلویزیون تا مستند، فیلمسازی و آموزش؛ تجربههایی واقعی که به شکلگیری کنارتیم رسیدند.






من بیباکم
محمد بیباک؛ مدیر خلاقیت، کارآفرین و مدرس.
بیش از ۱۵ سال از زندگی حرفهای من میان کارگردانی تلویزیونی، ساخت موزیکویدیو، تدوین، بازاریابی محتوا، آموزش و ساختن محصولات دیجیتال گذشته است.
کنارتیم سالها پیش از یک باور شخصی شکل گرفت: اینکه استعداد بهتنهایی کافی نیست. خیلی از آدمها فقط به کسی نیاز دارند که جدیشان بگیرد، مسیر را برایشان روشنتر کند و کمکشان کند توانایی خود را به یک مهارت واقعی تبدیل کنند.
من همیشه از کشف استعداد آدمها، تغییر نگاهشان و دیدن پیشرفتشان لذت بردهام. کنارتیم قرار بود خانهی همین نگاه باشد؛ جایی برای یادگرفتن، ساختن و پیداکردن یک مسیر عملی.
ساخت میلیونها بازدید برای Dan Martell
بیش از ۷۰ موزیکویدیو · بیش از ۱۰۰ میلیون بازدید
کارگردانی شبکه یک · بیش از ۱۲۰۰ آیتم
بیش از ۷۰۰۰ هنرجو · بیش از ۵۰۰۰ آیتم تدوینشده
03 / نقطهی شکست
جایی که مسیر را گم کردم
کنارتیم رشد کرد. مخاطب پیدا کرد، دوره ساخت و به هزاران نفر آموزش داد.
اما هر رشدی الزاماً به معنای حرکت در مسیر درست نیست.
کمکم بازدید جای جهت را گرفت. محتوایی که سریعتر دیده میشد، ما را از دلیل اصلی ساختهشدن کنارتیم دور کرد. من هم آنقدر درگیر رشددادن دیگران شدم که نقش خودم را در چیزی که ساخته بودم کوچک کردم.
من آدمهایی را که در نقطهی شروع بودند، همسطح خودم دیدم و آنقدر برای تغییر نگاه و موفقیتشان تلاش کردم که جایگاه خودم و مرزهای حرفهای کنارتیم محو شد.
مرز میان حمایت، دوستی، شراکت و مسئولیت حرفهای روشن نبود. بهجای ساختن ساختاری که روی مأموریت و استاندارد مشخصی بایستد، کنارتیم به روابطی وابسته شد که توان حمل آیندهی آن را نداشتند.
اینها تصمیمهای من بودند.
ممکن است آدمهای دیگر هم اشتباه کرده باشند، اما مسئولیت ساختاری که من ساخته بودم، متعلق به خود من است.
و آن ساختار در نهایت شکست خورد.

از خاکستر
مدتی کنارتیم خاموش ماند.
اما در میان خاکستر چیزی باقی مانده بود: همان دلیلی که از ابتدا برایش ساخته شده بود.
کمک به آدمهایی که میخواهند یاد بگیرند، حرفهایتر شوند و وقتشان را میان اطلاعات پراکنده و مسیرهای اشتباه هدر ندهند.
اگر این فصل تازه تصویری داشته باشد، تصویر ققنوس است؛ نه برای زیبا جلوهدادن شکست، بلکه برای پنهاننکردن آتشی که از میان آن گذشته است.
کنارتیم قبلی بازنگشته.
چیزی تازه از خاکستر آن شکل گرفته که میداند چرا نسخهی قبلی شکست خورد و این بار باید روی چه چیزی بایستد.
05 / فصل امروز
کنارتیم امروز
امروز کنارتیم نام یک تیم چندنفره نیست.
کنارتیم، پلتفرم شخصی من برای آموزش، انتقال تجربه و ساختن ابزارها و محصولاتی است که به رشد آدمهای خلاق کمک میکنند.
جهت، استاندارد و مسئولیت آن با من است.
نام کنارتیم باقی مانده، چون باور اصلی آن هنوز برایم زنده است:
من کنار خودم یک تیمم؛کنار تو هم یک تیمم.
اینجا تجربههایی را که از دل کار واقعی، تصمیمهای درست، اشتباهها و شکستها به دست آوردهام، به آموزش و مسیرهای قابلاستفاده تبدیل میکنم.
نه چیزهایی که فقط روی کاغذ درست به نظر میرسند؛ چیزهایی که خودم با آنها ساختهام، زمین خوردهام و دوباره بلند شدهام.
06 / برای چه کسی
برای آدمهایی که میخواهند جدیتر بسازند
کنارتیم برای کسی است که میخواهد تدوین، قصهگویی، هوش مصنوعی و ساخت محتوا را فراتر از چند ابزار و تکنیک پراکنده یاد بگیرد.
برای کسی که در ابتدای مسیر است و نمیداند از کجا شروع کند؛ یا مدتی است کار میکند، اما هنوز میان مهارت، شغل و آیندهی حرفهای خود مسیر روشنی نمیبیند.
در روزگاری که دسترسی به دانش روز برای بسیاری از فارسیزبانان ساده نیست، ساختن یک منبع دقیق، صادقانه و قابلاستفاده برای من فقط تولید محتوا نیست؛ یک مسئولیت است.
شاید این همان چیزی باشد که روزی بتوانم آن را «جهاد دانش» بنامم.
اما فعلاً ترجیح میدهم آن را با کاری که میسازم ثابت کنم، نه با وعدهای که میدهم.
قرار نیست راه بدون زحمت شود؛
قرار است وقتت را در مسیر اشتباه هدر ندهی.