داستان منSTORY / 1996 — 2026

۳۰ سال · ۷ فصل · ۱۳ نقطه

سی سال،
روی یک خط.

از کودکی در تهران تا کی‌یف و ونکوور؛ موسیقی، تلویزیون، کنارتیم، شکست و شروع دوباره. هر نقطه روی این خط، تکه‌ای از زندگی من است. همان‌طور که اسکرول می‌کنی، سال‌ها جلو می‌روند.

شروع از ۱۳۷۰ ↓
پرتره محمد بی‌باک
TEHRAN · KYIV · VANCOUVER۱۳۷۵ — ۱۴۰۵
  1. ۰۱ریشه‌ها۱۳۷۰ — ۱۳۸۰
  2. ۰۲صدا۱۳۸۴ — ۱۴۰۰
  3. ۰۳کی‌یف۱۳۹۰ — ۱۳۹۴
  4. ۰۴قابتکمیل خواهد شد
  1. CHAPTER 01 · ROOTS

    فصل اولریشه‌ها

    قبل از دوربین و صحنه؛ پسری در تهران که اول از همه گوش می‌داد.

    ۱۳۷۰ — ۱۳۸۰

  2. ۱۳۷۰1991۴ سالگی
    محمد بی‌باک در چهارسالگی، عکس سیاه و سفیدآرشیو خانوادگی

    ریشه‌ها

    چهارسالگی

  3. ۱۳۷۵1996۹ سالگی
    محمد بی‌باک در کودکی، کنار یک دسته گلآرشیو خانوادگی

    ریشه‌هاکودکیتهرانفوتبال

    تهران؛ جایی که همه‌چیز شروع شد

    سی سال پیش، نه‌ساله بودم. هنوز دوربینی در کار نبود، صحنه‌ای در کار نبود.

    در کنار فوتبال، سرگرمی‌ام سخنرانی برای یک جمعیت فرضی بود؛ کنجکاوی‌ای که بعدها اسم‌های مختلفی گرفت: موسیقی، تصویر، آموزش.

    هر چیزی که در این خط می‌بینی، از همین‌جا شروع شد.

  4. ۱۳۸۰2001۱۴ سالگی
    تصویر ساخته‌شده با هوش مصنوعی: پسری در خانه که موزیک‌ویدیوی Eminem را از تلویزیون تماشا می‌کندتصویر ساخته‌شده با هوش مصنوعی

    ریشه‌هاTupacEminemNasVIVA Polska

    اولین نوار؛ اولین زبان

    نوجوان بودم که با رپ آشنا شدم؛ با Tupac، Eminem و Nas. برای من رپ فقط یک سبک موسیقی نبود؛ راهی بود برای گفتن چیزهایی که جای دیگری گفته نمی‌شد.

    یک روز ساعت سه بعدازظهر از دبیرستان برگشتم خانه و تلویزیون را روشن کردم؛ هیچ‌وقت یادم نمی‌رود. روی شبکهٔ VIVA Polska ویدیویی پخش می‌شد که برای اولین بار می‌دیدم و همان‌جا با آن خواننده ارتباط عجیبی گرفتم. آن لحظه، مسیر تازه‌ای برایم باز شد.

  5. CHAPTER 02 · VOICE

    فصل دومصدا

    رپ، اولین زبانی که با آن حرف خودم را زدم.

    ۱۳۸۴ — ۱۴۰۰

  6. ۱۳۸۴2005۱۸ سالگی
    محمد بی‌باک کنار دیوار گرافیتی در دوران ساخت اولین آهنگش، «بی تو هیچم»دوران «بی تو هیچم»

    صدا

    «بی تو هیچم»

    اولین آهنگم «بی تو هیچم» بود و آن را برای پدرم ساختم. هنوز هم فکر می‌کنم صادق‌ترین کاری که می‌شود کرد این است که از نزدیک‌ترین آدم زندگی‌ات شروع کنی.

    اولین آهنگ، همیشه برای کسی است که نمی‌توانی جور دیگری صدایش کنی.
  7. ۱۳۸۴ — ۱۴۰۰2005 — 2021۱۸ تا ۳۴ سالگی
    محمد بی‌باک در حال اجرای رپ با میکروفون روی صحنه، در اولین کنسرت پلی‌بک رپ فارسی در ایراناولین کنسرت پلی‌بک رپ فارسی در ایران و دستگیری توسط پلیس اماکن

    صداخوانندگیرپ فارسی

    نسل اول رپ فارسی

    وقتی رپ فارسی هنوز زیرزمینی بود و راه مشخصی برای انتشار نداشت، کار کردم و منتشر کردم؛ «گله»، «پای پیاده»، «خیابون‌های شهر من» و «۳۰۰».

    همان سال‌ها یاد گرفتم که بدون کمپانی، بدون بودجه و بدون مسیر رسمی هم می‌شود مخاطب ساخت؛ اگر حرفت واقعی باشد.

    استریم موسیقی
    +۱۲۰M
  8. ۱۳۸۷2008۲۱ سالگی
    محمد بی‌باک پشت اولین دوربینش، Sony HVR-Z1، روی دالی فیلم‌برداریآرشیو شخصی

    صدافیلم‌برداریتدوینSony HVR-Z1MiniDV

    اولین دوربین

    صدا کافی نبود؛ می‌خواستم تصویرش را هم خودم بسازم.

    اما اجاره یا حتی دسترسی به یک دوربین آن‌قدر سخت بود که باید به ده‌ها نفر رو می‌انداختی و با اضطراب وارد معدود دفترهای سینمایی‌ای می‌شدی که به یک جوان بی‌نام‌ونشان نه اعتماد داشتند و نه روی خوش نشان می‌دادند.

    با این حال، کارم را با Sony HVR-Z1 شروع کردم؛ دوربینی که روی نوار MiniDV ضبط می‌کرد و بعد باید نوار را دقیقه‌به‌دقیقه به کامپیوتر منتقل می‌کردی. از پشت همان دوربین، دنیای تازه‌ای شروع شد: قاب، نور، ریتم و برش.

  9. ۱۳۸۹2010۲۳ سالگی
    محمد بی‌باک پشت میز میکس در استودیوی ضبط، پیش از مهاجرت

    صدارادیوصدا

    رویای فضایی بزرگ‌تر

    بعد از سربازی، هم موسیقی را ادامه دادم و هم برای یک برنامهٔ رادیویی تدوین و نویسندگی می‌کردم؛ پشت میکسر، میان ضبط، صدا و متن.

    اما رویایی داشتم که در آن اتاق کوچک جا نمی‌شد. ایدهٔ مهاجرت مدام به ذهنم می‌آمد؛ ولی هنوز شک داشتم.

  10. اوایل۱۳۹۰Spring 2011۲۴ سالگی
    محمد بی‌باک با کلاکت فیلم‌برداری، دوران دفتر تبلیغاتی در تهرانتهران · بلوار فردوس

    صداتبلیغاتCanon 7DPremiere

    دفتر تبلیغاتی؛ نُه ماه بدون مشتری

    اوایل ۱۳۹۰ سعی کردم یک دفتر تبلیغاتی راه بیندازم؛ در تهران، بلوار فردوس. اولین مدل Canon 7D را خریدم، با یک لنز ثابت 50mm f/1.2L که هنوز هم دارمش.

    همان‌جا Premiere را یاد گرفتم. ولی نُه ماه گذشت و حتی یک مشتری هم نیامد. دفتر را تحویل دادم.

    شاید همین شکست یکی از دلیل‌های مهاجرتم بود. فرار از واقعیت بود، یا واقعاً دنبال شرایط بهتری بودم؟

  11. CHAPTER 03 · KYIV

    فصل سومکی‌یف

    اولین مهاجرت؛ جایی که فیلم‌سازی را از صفر و جدی یاد گرفتم.

    ۱۳۹۰ — ۱۳۹۴

  12. ۱۳۹۰2011۲۴ سالگی
    محمد بی‌باک در روزهای اول زندگی در کی‌یفکی‌یف · ۱۳۹۰

    کی‌یفمهاجرتاوکراین

    اولین مهاجرت؛ کی‌یف

    از ایران رفتم و در کی‌یف، پایتخت اوکراین، زندگی تازه‌ای را شروع کردم؛ شهری با زبانی که بلد نبودم و آدم‌هایی که هیچ‌کدام من را نمی‌شناختند.

    مهاجرتم هم‌زمان شد با ورشکستگی خانوادگی. و احمقانه‌ترین و عجیب‌ترین کار دنیا این بود که، بدون اغراق، با ۲۰۰ دلار مهاجرت کردم؛ ۱۰۰ دلارش را یکی از اقوام به‌عنوان توراهی به من داده بود.

    در ذهن خیلی‌ها اوکراین جای بهتری نبود؛ از نظر اقتصادی حتی از ایران ضعیف‌تر بود. ولی برای من، با همهٔ سختی‌هایش، مثبت بود.

    باورش سخت است، اما بیست روز پولم فقط به معمولی‌ترین غذا می‌رسید: سیب‌زمینی آب‌پز و تخم‌مرغ. لپ‌تاپ نداشتم، تلویزیون و اینترنت خانگی هم نداشتم. با یک گوشی معمولی اندروید و یک بستهٔ محدود، هر چند ساعت یک بار اینترنت موبایل را روشن می‌کردم؛ فقط برای اینکه ببینم کسی پیامی داده یا نه.

    همه‌چیز از صفر بود؛ و همین صفر، جایی شد که فیلم‌سازی را جدی‌تر از همیشه شروع کردم.

    همهٔ پولی که با خودم بردم
    ۲۰۰ دلار
    سیب‌زمینی آب‌پز و تخم‌مرغ
    ۲۰ روز
  13. ۱۳۹۲2013۲۶ سالگی
    محمد بی‌باک سر صحنهٔ فیلم‌برداری موزیک‌ویدیوی «فرداها تاریکه» در کی‌یف

    کی‌یفموزیک‌ویدیوخواننده و کارگردانKings Record

    «فرداها تاریکه»؛ موزیک‌ویدیو در کی‌یف

    در اوکراین با دنیای فیلم‌سازی و ویدیوگرافی آشنا شدم. دسترسی آسان به تجهیزات به‌روز باعث شد کاوش کنم، یاد بگیرم و آزمون و خطا کنم. ریسک شکست پایین‌تر آمد و در نتیجه بیشتر یاد گرفتم.

    یک مشتری دلاری، هم هزینهٔ زندگی چند ماهم را می‌داد و هم کنارش می‌توانستم برای خودم موزیک‌ویدیو بسازم. موزیک‌ویدیوها را به‌صورت دلاری به یک لیبل ایرانی می‌دادم و دوباره همین چرخه را ادامه می‌دادم.

    یکی از همین کارها «فرداها تاریکه» بود؛ با تنظیم مهدی جهانی و فیلم‌برداری Anton Popov. خوانندهٔ آهنگ و کارگردان موزیک‌ویدیو خودم بودم و کار با لیبل Kings Record منتشر شد.

  14. ۱۳۹۳2014۲۷ سالگی
    محمد بی‌باک با مانیتور فیلم‌برداری در میان هم‌دوره‌ای‌ها در دورهٔ ویدیوگرافی در اوکراین

    کی‌یفآموزشویدیوگرافی

    فارغ‌التحصیل ویدیوگرافی

    دوره‌های ویدیوگرافی را در اوکراین تمام کردم. چیزی که تا آن روز تجربی یاد گرفته بودم، حالا پایهٔ درستی پیدا کرده بود: نور، لنز، حرکت دوربین و کار با گروه.

    همین پایه، سال‌ها بعد ستون دوره‌های کنارتیم شد.

  15. ۱۳۹۴2015۲۸ سالگی
    محمد بی‌باک و گروه موزیک‌ویدیوی «آسمون» کنار یک کادیلاک صورتی در کی‌یف

    کی‌یفموزیک‌ویدیوخواننده و کارگردان

    موزیک‌ویدیوی «آسمون»

    آخرین فصل کی‌یف با «آسمون» بسته شد؛ با گروهی که حالا زبان کار همدیگر را می‌فهمیدیم.

    آهنگ خودم بود و کارگردان موزیک‌ویدیو هم خودم بودم. اما یک اعتراف: به دلایلی اسم خودم را به‌عنوان کارگردان ننوشتم و جایش اسم آدمی را گذاشتم که هیچ وجود خارجی ندارد. دلیلش را یک روز در پادکست می‌گویم.

  16. ۱۳۹۴2015۲۸ سالگی
    محمد بی‌باک در خیابانی سنگ‌فرش در کی‌یف، روزهای آخر پیش از بازگشت به ایران، عکس سیاه و سفیدکی‌یف · ۱۳۹۴

    کی‌یفموزیک‌ویدیوخواننده و کارگردان

    آخرین روزهای کی‌یف

    چهار سال بعد، همان خیابان‌ها دیگر غریبه نبودند.

    تا اینکه اوکراین درگیر انقلاب و بعد جنگ شد؛ جنگ اول، از ۲۰۱۴. به ایران برگشتم؛ مهاجرتی معکوس، این بار با مهارتی که در غربت ساخته بودم.

  17. CHAPTER 04 · FRAME

    فصل چهارمقاب

    تکمیل خواهد شد

فصل بعد

فصل بعدی این خط را
با هم می‌نویسیم.

هر چیزی که در این سی سال یاد گرفتم، از تصمیم‌های درست تا اشتباه‌هایی که هزینه‌شان را دادم، حالا در کنارتیم به مسیرهای قابل‌استفاده تبدیل می‌شود.