هایاو میازاکی، خالق آثار برجسته انیمه و مشهور به “والت دیزنی ژاپن”، امروز ۸۴ ساله شد. او با خلق آثاری همچون “شاهزاده مونونوکه” و “شهر اشباح“، نه تنها دنیای انیمیشن بلکه فرهنگ ژاپن را تحت تأثیر قرار داده و به اسطورهای زنده برای دوستداران انیمه تبدیل شده است.
هایائو میازاکی کیست؟
اگر طرفدار انیمه باشید، حتی اگر نام هایائو میازاکی به گوشتان نخورده باشد، بدون شک با آثار او آشنا هستید. این انیماتور، کارگردان و نویسنده ژاپنی و یکی از بنیانگذاران استودیو جیبلی، خالق آثاری است که به گفته منتقدان “برای همیشه در حافظه فرهنگی ژاپن و جهان حک شدهاند”. مردم ژاپن میازاکی را “گنجینه ملی” خود میدانند و با آثارش نه تنها خاطرات شیرین، بلکه روحیات و داستانهای ژاپنی را به جهانیان شناسانده است.
میازاکی، که جوایز متعددی از جمله اسکار را در کارنامه خود دارد، به دلیل جانبخشی جادویی به شخصیتها و تاکید بر ارزشهای انسانی، تحسین بینالمللی را برانگیخته است. در سال ۲۰۰۲، فیلم “شهر اشباح” او اولین انیمهای بود که اسکار بهترین انیمیشن را دریافت کرد. نیویورک تایمز درباره او نوشت: “میازاکی، هنرمندی است که برای نسلها خاطرات جاودانهای به یادگار گذاشته است.” منتقدان نیز او را یکی از برترین فیلمسازان تاریخ انیمیشن میدانند که خلاقیتش به انیمیشن ژاپن ابعاد جدیدی بخشید.
فلسفه کاری و تأثیر میازاکی
فلسفه کاری هایائو میازاکی به ارتباط عمیق با طبیعت و انسانیت توجه ویژه دارد. او در دنیای انیمههای خود، طبیعت را بهعنوان موجودی زنده و پرقدرت به تصویر میکشد، و داستانهایی سرشار از احترام به طبیعت و فرهنگ ژاپنی خلق میکند که بهخوبی نشاندهنده ارزشهای معنوی ژاپن هستند. برای بسیاری از ژاپنیها، میازاکی نهتنها خالق انیمه، بلکه حامی ارزشهای سنتی و پیوند انسانی با طبیعت است؛ ارزشهایی که در برابر صنعتی شدن و مدرنسازی جامعه همچنان زنده نگاه داشته شدهاند.
آثار برجستهای همچون “شاهزاده مونونوکه” و “باد برمیخیزد” مفاهیمی از تعادل میان پیشرفت و احترام به طبیعت را بهخوبی به تصویر میکشند و برای مردم ژاپن بسیار ارزشمندند. میازاکی با خلق این داستانها توانسته به مخاطبانش در ژاپن و سراسر جهان یادآوری کند که حفظ ارزشهای انسانی و ارتباط با طبیعت از اولویتهای اساسی است. این پیامها فراتر از مرزها و فرهنگها تأثیرگذار بوده و به آثار میازاکی جنبهای جهانی بخشیدهاند.

انیمیش از فراز تپه پاپی اثر هایائو میازاکی
بهترین انیمههای میازاکی: آثار ماندگار انیمیشن ژاپنی
پروژههای میازاکی به عنوان نویسنده و کارگردان، شاهکارهایی هستند که تاریخ انیمه و انیمیشن ژاپنی را رقم زدهاند. هر کدام از این آثار، دنیای خیالی و جادویی مخصوص به خود را دارند:
- قلعه کاگلیوسترو (۱۹۷۹): نخستین کارگردانی بلند میازاکی که سبک ماجراجویانه و رمزآلود او را به نمایش گذاشت.
- نائوشیکا از دره باد (۱۹۸۴): داستانی درباره رابطه انسان با طبیعت و پیامهای محیطزیستی.
- لاپوتا قلعهای در آسمان (۱۹۸۶): سرشار از تخیل و تکنولوژی، با محوریت ماجراجویی.
- همسایه من توتورو (۱۹۸۸): داستانی شیرین و خانوادگی که روحیهی انساندوستی میازاکی را نشان میدهد.
- سرویس تحویل کی کی (۱۹۸۹): ماجرای جادوگری جوان و چالشهای استقلال.
- پورکو روسو (۱۹۹۲): قصهای متفاوت از جنگ و صلح.
- شاهزاده مونونوکه (۱۹۹۷): یکی از محبوبترین آثار میازاکی، با پیامی درباره رابطه انسان و طبیعت.
- شهر اشباح (۲۰۰۱): برنده اسکار و اثری فلسفی که به رشد و بلوغ شخصیتها میپردازد.
- قلعه متحرک هاول (۲۰۰۴): ترکیبی از جادو، عشق و جنگ.
- پونیو (۲۰۰۸): انیمهای کودکانه با پیامهای زیستمحیطی.
- باد برمی خیزد (۲۰۱۳): فیلمی نیمهواقعی درباره آرزوها و امیدها.
- چطور زندگی میکنی؟ (۲۰۲۳): آخرین پروژه میازاکی که از رمانی ژاپنی به همین نام اقتباس شده است.
آشنایی ایرانیان با آثار میازاکی: نوستالژی تلویزیون
برای بسیاری از ایرانیان، اولین آشنایی با هایاو میازاکی از طریق تلویزیون ملی و پخش مجموعههای انیمیشنی او در دهههای گذشته بوده است. یکی از مشهورترین آثار میازاکی که برای نخستین بار از تلویزیون ایران پخش شد، مجموعه انیمه “هایدی، دختر آلپ” بود؛ هرچند این انیمه توسط میازاکی کارگردانی نشده بود، اما او به عنوان طراح و دستیار در تولید آن نقشی اساسی داشت. این مجموعه که داستان دختری با قلبی پاک و مهربان در دل کوههای آلپ را روایت میکرد، به یکی از خاطرات نوستالژیک دوران کودکی بسیاری از ایرانیان تبدیل شده است.
“آن شرلی با موهای قرمز” نیز یکی دیگر از انیمههای محبوب تلویزیون ایران بود که میازاکی در طراحی آن مشارکت داشت و برای نسلهای مختلف بینندگان ایرانی به اثری فراموشنشدنی تبدیل شد. این انیمهها با داستانهای احساسی و پیامهای عمیق انسانی، نقش مهمی در آشنایی ایرانیان با سبک هنری و داستانپردازی انیمیشن ژاپنی داشتند.
این آثار، نه تنها برای ایرانیان یادآور خاطرات دوران کودکی است، بلکه نشاندهنده تأثیر عمیق هایاو میازاکی و انیمه ژاپنی در فرهنگ بصری و خاطرات جمعی ما است. تلویزیون ایران با پخش این مجموعهها، پنجرهای به سوی دنیای جادویی و احساسی انیمه باز کرد و مخاطبان ایرانی را با سبک منحصربهفرد و داستانهای ماندگار میازاکی آشنا ساخت.
- سفرهای گالیور در آن سوی ماه 1965
- گربه چکمه پوش 1969
- علی بابا و چهل دزد 1971
- هایدی، دختر آلپ 1974
- مارکو 1976
- آن شرلی با موهای قرمز 1979
میازاکی، اسطوره انیمه ژاپنی
هایاو میازاکی، از پیشگامان دنیای انیمه، با خلق جهانی پر از عمق احساسی و داستانهایی که فراسوی مرزهای ژانر انیمیشن رفتهاند، الهامبخش هنرمندان و تماشاگران بسیاری در سراسر جهان شده است. او، که به همراه همکارانش استودیو جیبلی را بنیانگذاری کرد، مسیری نوین برای انیمیشن ژاپن رقم زد و دنیای انیمیشن را با قصهگویی جادویی و تصاویری از طبیعت زنده بهخوبی معرفی کرد.
آنچه آثار میازاکی را متمایز میسازد، نه تنها شخصیتهای عمیق و داستانهای چندلایه است، بلکه پیامهای معنوی و فرهنگی عمیقی است که او به مخاطبان جهانی ارائه میدهد. او برای مردم ژاپن فراتر از یک هنرمند معمولی است؛ بلکه نمادی از ارزشهای سنتی، عشق به طبیعت، و احترام به فرهنگ است که توانسته در فضای مدرن و صنعتی امروز همچنان تاثیرگذار باقی بماند.
میازاکی، همچنان با وجود سن و سال، با هر پروژه جدیدی ثابت میکند که خلاقیت و پیامهای انسانی او جاوداناند. هر یک از آثارش مانند پلی میان نسلها عمل میکنند و میراثی از انسانیت و اصالت را در دنیای انیمه بر جای میگذارند که به نسلهای آینده انتقال خواهد یافت.
بازنشستگی و بازگشت دوباره میازاکی
در سال ۲۰۱۳، اعلام بازنشستگی هایائو میازاکی مانند زلزلهای در دنیای انیمه بود و خبر آن بلافاصله به تیتر اول بسیاری از رسانهها تبدیل شد. طرفداران او در سراسر جهان بهتزده شدند؛ گویی که یک عصر طلایی در حال پایان یافتن بود. مردم ژاپن به ویژه این خبر را به تلخی پذیرفتند، چرا که میازاکی نه تنها یک کارگردان و انیماتور محبوب، بلکه گنجینهای فرهنگی و نماد خلاقیت ژاپنیها بود. بسیاری از روزنامهها این خبر را با عناوینی احساسی منتشر کردند. یکی از این روزنامهها با تیتر “جهان انیمه یتیم شد” به تأثیر عمیق این اتفاق اشاره کرد.
اما در سال ۲۰۱۷، خبری جدید و هیجانانگیز بار دیگر قلب طرفداران را روشن کرد: میازاکی قصد داشت به دنیای انیمیشن بازگردد. این بار، رسانهها با شوق و اشتیاق بیشتری این خبر را منتشر کردند و بسیاری از منتقدان، بازگشت او را “طلوع دوباره خلاقیت در انیمه” نامیدند. پروژه جدید او، “چطور زندگی میکنی؟”، در همان ابتدای کارش مورد توجه قرار گرفت، زیرا این پروژه از یک رمان کلاسیک ژاپنی الهام گرفته بود و به نظر میرسید که همچون آثار گذشتهاش، شامل پیامهای انسانی و اجتماعی عمیق باشد.
در این میان، رقبای میازاکی نیز واکنشهای متفاوتی نشان دادند. برخی از انیماتورهای برجسته ژاپنی در مصاحبههای خود از بازگشت میازاکی استقبال کردند و او را الگوی بزرگی برای همه معرفی نمودند. اما در پشت صحنه، گمانهزنیهایی وجود داشت که برخی از استودیوها که پس از بازنشستگی او تلاش داشتند خود را به عنوان جایگزین معرفی کنند، از این خبر چندان خوشحال نشدهاند. با این حال، بازگشت میازاکی برای دوستداران انیمه به معنای بازگشت امید بود و طرفداران او با اشتیاقی بینظیر منتظر بودند تا بار دیگر خلاقیت و جادوی این هنرمند بزرگ را در پرده نقرهای مشاهده کنند.
این تصمیم میازاکی، که در سالهای پایانی عمر حرفهای خود، همچنان پر از اشتیاق به انیمیشن و داستانگویی است، یادآور آن است که خلاقیت برای او هرگز پایانی ندارد و هنوز هم میتواند نسلی دیگر را با ایدههای خود الهام بخشد.
درباره استودیو جیبلی بیشتر بدانید
استودیو جیبلی که در سال ۱۹۸۵ توسط هایاو میازاکی، ایسائو تاکاهاتا و توشیو سوزوکی بنیانگذاری شد، به سرعت جایگاه خود را بهعنوان یکی از تأثیرگذارترین و معتبرترین استودیوهای انیمیشنسازی جهان تثبیت کرد. با تولید فیلمهای ماندگار و پرآوازهای همچون “همسایه من توتورو“، “شاهزاده مونونوکه” و “شهر اشباح“، این استودیو موفق شد طرفداران انبوهی را در سراسر دنیا جذب کند. فیلم “شهر اشباح” بهتنهایی بیش از ۳۰۰ میلیون دلار فروش جهانی داشت و استودیو جیبلی را به بالاترین جایگاه در عرصه انیمه جهانی رساند.
تا به امروز، استودیو جیبلی بیش از ۲۰ فیلم بلند انیمیشن و چندین فیلم کوتاه و مجموعه تولید کرده است که مجموعاً صدها هزار دقیقه انیمیشن را شامل میشود. این استودیو، علاوه بر نامزدیهای اسکار، تاکنون دهها جایزه بینالمللی از جمله جایزه اسکار بهترین انیمیشن برای فیلم “شهر اشباح” و جوایز متعددی از جشنوارههای معتبری همچون جشنواره فیلم کن و جشنواره فیلم برلین کسب کرده است.
از لحاظ اقتصادی، ارزش این استودیو با وجود تولیدات محدود، به دلیل محبوبیت و ماندگاری آثار، به چندین میلیارد دلار تخمین زده میشود. جیبلی، که همچنان خصوصی است، توسط توشیو سوزوکی و هایائو میازاکی مدیریت میشود و سهامدار اصلی آن خود میازاکی است. این استودیو، به دلیل تمرکز ویژه بر کیفیت تولیدات و توجه به جزئیات هنری، جایگاه خاصی در جهان انیمیشن دارد و کمتر به تولیدات پرشمار روی آورده است.
رقیب اصلی استودیو جیبلی، استودیوهای بزرگ بینالمللی همچون استودیوهای دیزنی و پیکسار هستند که سهم عظیمی از بازار انیمیشن جهان را در اختیار دارند. با این وجود، تفاوت سبک هنری و فرهنگی جیبلی آن را از سایر رقبا متمایز کرده است؛ در حالی که استودیوهای آمریکایی بیشتر بر آثار اکشن و تخیلی متمرکزند، جیبلی داستانهایی عمیق و آرام با محوریت طبیعت، فرهنگ ژاپنی و ارزشهای انسانی تولید میکند.
همچنین، استودیو جیبلی با همکاریهای قابلتوجهی در سطح بینالمللی، مانند فیلم “لاکپشت قرمز” که با همکاری استودیوی Wilde Bunch تولید شد و انیمه کوتاه مشترک با Lucasfilm که در آن شخصیت بیبی یودا حضور داشت، توانست محبوبیت خود را فراتر از مرزهای ژاپن گسترش دهد و مورد تحسین بینالمللی قرار گیرد.
استودیو جیبلی با ارزشهای هنری، داستانهای ماندگار و کیفیتی بینظیر، همچنان در میان انیمیشندوستان جایگاه ویژهای دارد و میراث هنری ارزشمندی را به صنعت انیمیشن ارائه کرده است.
آیا هوش مصنوعی میتواند جای هنر دستی میازاکی را بگیرد؟
در روزهایی که فید شبکههای اجتماعی پر شده از تصاویر انیمهای افراد با چشمهای بزرگ و حالتی رؤیایی، که به لطف قابلیتهای گرافیکی جدید ChatGPT و دیگر ابزارهای هوش مصنوعی ساخته شدهاند، برخی از طرفداران دو آتیشهی استودیو جیبلی (Ghibli) چندان راضی به نظر نمیرسند. بسیاری از آنها با این موج همراه نشدهاند و حتی در برابر آن ایستادهاند؛ چرا؟ چون برای آنها، انیمیشن صرفاً یک تصویر زیبا نیست، بلکه نتیجهی ساعتها تلاش، احساس، و هنر انسانیست.
برای درک بهتر این تفاوت، بیایید نگاهی بیندازیم به ویدیویی که در ادامه همین بخش قرار دادهایم. این صحنهی ۴ ثانیهای از یکی از آثار استودیو جیبلی، توسط انیماتور افسانهای،Eiji Yamamori، طراحی شده و ۱۵ ماه زمان برده تا بهصورت دستی کامل شود. حالا اگر حساب کنیم، با در نظر گرفتن نرخ ۲۴ فریم بر ثانیه، یعنی این انیمیشن فقط شامل ۹۶ تصویر مجزاست—اما نه هر تصویری. هر فریم با جزئیات کامل، احساس، و هماهنگی خارقالعاده طراحی شده است. در این صحنه شلوغ، هر شخصیت در جمعیت هدف و شخصیت خاص خودش را دارد؛ حرکات آنها با دقت بالا طراحی شده تا ترکیبی از آشوب کنترلشده و زیبایی هماهنگ را رقم بزند.
👇 این ویدیو را ببینید و خودتان قضاوت کنید که آیا هوش مصنوعی میتواند چنین چیزی بسازد یا نه:
این نوع از انیمیشن که بهدست هنرمندانی مثل یاماموری و تحت هدایت ذهن خلاقی چون میازاکی ساخته میشود، نتیجهی سالها تجربه، درک عمیق از حرکت، روایت تصویری، و روح انسانیست. برخلاف تصاویر تولید شده با یک پرامپت در ابزارهای AI، این صحنهها با عرق جبین هنرمندان شکل گرفتهاند؛ تصاویری که نه فقط دیده، بلکه حس میشوند.
شاید هوش مصنوعی بتواند تصاویر حیرتانگیز تولید کند، اما چیزی که نمیتواند خلق کند، احساسات انسانی، ظرافتهای فرهنگی، و تجربههای زیستهایست که در کارهای هنرمندانی مانند میازاکی دیده میشود. آنچه آثار استودیو جیبلی را جاودانه کرده، نه رزولوشن تصویر است و نه تعداد فریمها؛ بلکه داستانهاییست که از دل فرهنگ ژاپن، دغدغههای بشری، و دستان یک تیم عاشق بیرون آمدهاند.
واکنش تند میازاکی به هنر تولید شده با AI؛ «به آخرالزمان نزدیک میشویم!»
در سال ۲۰۱۶، گروهی از مهندسان و طراحان از آزمایشگاه Dwango AI در ژاپن، نمونهای آزمایشی از انیمیشنی تولیدشده با هوش مصنوعی را در جلسهای داخلی به هایائو میازاکی نشان دادند. این ویدیو، موجودی زامبیمانند را نمایش میداد که به شکل غیرطبیعی و ماشینی حرکت میکرد تلاشی از سوی توسعهدهندگان برای نمایش توانمندی AI در خلق حرکت و فرم.
اما واکنش میازاکی هیچ شباهتی به تحسین یا حتی کنجکاوی نداشت. او با چهرهای در هم کشیده، تنها چند جمله گفت، جملاتی که در تاریخ انیمیشن ماندگار شدند:
«کسانی که این را ساختهاند، هیچ درکی از رنج انسان ندارند. این برای من، توهینی به خود زندگی است.»
او در ادامه گفت اگر کسی بخواهد از این تکنولوژی در فرآیند ساخت انیمیشن استفاده کند، او بهشدت مخالف خواهد بود. از نظر میازاکی، هنر باید از انسان نشأت بگیرد، از عاطفه، تجربه، درد، و رؤیا. در هیچکجای این واکنش صریح، نشانی از پذیرش زیباییشناسی ماشینی نبود؛ فقط نگرانی و موضعگیری در برابر حذف انسان از مرکز داستانگویی.
نکتهی مهم اینکه، برخلاف برخی روایتهای اشتباه در سایتهای دیگر، میازاکی هیچگاه جملهای مبنی بر «نزدیک شدن به آخرالزمان» نگفته است. این جمله در هیچیک از منابع اصلی مانند The Statesman یا Reddit وجود ندارد و تنها بازتابی اغراقشده از نگرانی واقعی او نسبت به آیندهی هنر در دوران تکنولوژی است.
از نگاه میازاکی، آنچه استودیو جیبلی را خاص میکند، نه فرم ظاهری آثار، بلکه جان انسانی جاری در فریمهاست. چیزی که با پرامپت و کدنویسی نمیتوان بازسازیاش کرد.

هایائو میازاکی در حال طراحی دستی یکی از صحنههای انیمیشن، پشت میزی پر از برگههای طراحی و اسناد هنری. این تصویر گویای روش سنتی و وسواسگونهی او در خلق انیمیشن است.
جریان اسکار میازاکی چه بود؟ چرا هایائو میازاکی برای دریافت اسکار نرفت؟
در سال ۲۰۰۳، زمانی که انیمیشن تحسینشدهی Spirited Away ساختهی هایائو میازاکی موفق شد جایزهی اسکار بهترین انیمیشن بلند را از آن خود کند، بسیاری انتظار داشتند او شخصاً برای دریافت این افتخار در مراسم شرکت کند. اما میازاکی تصمیم گرفت از سفر به آمریکا و حضور در مراسم اسکار خودداری کند—و دلیلش فقط مسائل شخصی یا کمرویی نبود.
سالها بعد، میازاکی در گفتوگویی با نیویورکر فاش کرد که این تصمیم یک موضعگیری سیاسی آگاهانه در اعتراض به جنگ آمریکا در عراق بوده است. او گفت: «من نمیتوانستم وجدانم را با رفتن به کشوری که درگیر چنین جنگیست آرام کنم.» این واکنش، تنها یکی از نشانههای وفاداری او به ارزشهای انسانی، صلحطلبی و ضدیت با خشونت است—ارزشهایی که در تار و پود تمام آثارش به چشم میخورند.
از «شاهزاده مونونوکه» که به نقد جنگ انسان با طبیعت میپردازد، گرفته تا «قلعه متحرک هاول» که استعارهای واضح از تبعات جنگ است، میازاکی همواره از طریق زبان انیمیشن، به بیان نگرانیهای اخلاقی و انسانیاش پرداخته است. حتی در تازهترین فیلمش، «پسر و ماهیخوار»، باز هم ردپای همین دغدغهها دیده میشود.
جریان اسکار میازاکی تنها یک غیبت ساده نبود؛ بلکه پیامی بود روشن و بیپرده از سوی هنرمندی که حتی در اوج شهرت جهانی، حاضر نشد از اصول اخلاقیاش کوتاه بیاید.

هایائو میازاکی، کارگردان افسانهای ژاپنی و یکی از بنیانگذاران استودیو جیبلی، با بیش از پنج دهه فعالیت در دنیای انیمیشن و خلق آثاری ماندگار چون “شهر اشباح” و “قلعه متحرک هاول”.
میازاکی قصههای جدیدی دارد!
با وجود بازنشستگیهای موقت، هایائو میازاکی هرگز نتوانسته دنیای انیمیشن را برای همیشه ترک کند. عشق او به داستانگویی و جهانهای خیالی که خلق میکند، همواره او را به بازگشت واداشته است. در آخرین بازگشت خود، میازاکی تصمیم گرفت پروژهای جدید به نام “چطور زندگی میکنی؟” را آغاز کند؛ این انیمه بر اساس رمانی معروف از یوشینو گنزابورو ساخته شده که از دیرباز در ژاپن به عنوان کتابی الهامبخش شناخته میشود و مضامینی عمیق از رشد فردی، فلسفه زندگی و روابط انسانی را در خود دارد.
میازاکی با استفاده از این داستان کلاسیک، نه تنها قصد داشت اثری نو خلق کند، بلکه میخواست مفاهیم عمیقی درباره زندگی و معنای آن را به مخاطبان خود منتقل کند. او در مصاحبهای گفت که این فیلم را بهعنوان هدیهای به نسل جوان میبیند؛ اثری که به آنها کمک میکند در دنیای پرشتاب امروزی، از خود بپرسند که “چطور زندگی میکنی؟” و به ارزشهای حقیقی زندگی فکر کنند.
این پروژه که در سال ۲۰۲۳ به نمایش درآمد، به عنوان یکی از بزرگترین و پیچیدهترین پروژههای میازاکی شناخته میشود و نمایانگر عمق و خلاقیت بیپایان اوست. در زمان اکران، رسانهها و منتقدان، این فیلم را “شاهکاری جدید از اسطوره انیمه” نامیدند و منتقدان جهانی، آن را به دلیل داستان چندلایه و زیبایی بصری تحسین کردند.
“چطور زندگی میکنی؟” نه تنها برای مخاطبان انیمه، بلکه برای تمامی کسانی که به دنبال پاسخی به پرسشهای بنیادین زندگی هستند، اثری الهامبخش است. این فیلم، مانند بسیاری از آثار میازاکی، ارتباط عمیقی میان انسان و طبیعت و تعادلی میان سادگی و پیچیدگی زندگی را به تصویر میکشد و ثابت میکند که میازاکی همچنان یکی از خلاقترین و نوآورترین هنرمندان دنیای انیمیشن است.
بازگشت میازاکی به دنیای انیمیشن بار دیگر به دوستداران انیمه امید و شور بخشید و نشان داد که هنر و خلاقیت برای او پایانی ندارد.
هایائو میازاکی، اسطورهای که همچنان زنده است
از طرف خودم و تیم “کنارتیم”، از هایائو میازاکی به خاطر همه خاطرات زیبایی که برایمان ساخت، تشکر میکنیم. او با آثارش ما را به دنیاهای خیالی برد، با شخصیتهایی که خلق کرد لبخند زدیم و اشک ریختیم، و در کنار او رشد کردیم. او اسطورهای است که نه تنها در انیمیشن، بلکه در قلبهای ما زنده است.
تولدت مبارک، هایائو میازاکی!
عالی هستید
ممنون از شما
بسیار عالی من هم تی سول
و هم کنارتیمی هستم و براتون آرزوی موفقیت میکنم
1 2 3 کنارتیم
ممنون از شما
اون یه اسطورهی تکرار نشدنیه
دقیقا
چه متن باحالی. من عاشق ساخته های ایشونم و باهاشون زندگی کردم. خوشحالم که شما بهش پرداختی. و ضمنا ظاهر جدید سایت کنارتیم هم خیلی عالیه.
ممنون از شما. خوشحالم که می شنوم.
شنیدم انیمیشن how do you live بی نظیره
هنوز من ندیدم. ولی قطعا همینطور باید باشه
بی نظیر. ممنون از این متن. باهاش اشک ریختم!
خوشحالم که خوشتون اومده.
چقدر خاطره تو ذهنم مرور شد با خوندن این مقاله. سپاس آقای بیباک
خوشحالم که پسندیدید. موفق باشید.
ای جانم. استاد قصهپرداز